کتایون ریاحی 

بازیگری برایش استاد بزرگی بود، همیشه به دنبال یادگیری می بود. وی بر این باور بود که معلمی، نوشتن، سینما، بازیگری و... هر یک می‌تواند استادی باشد برای شاگرد یا راهبری باشد برای رهرو. کاری که در تمام زندگی انجام می داد ، حفظ و حراست از همین نگاه جستجوگر بوده و هیچ‌گاه بی‌پاسخ نمی ماند.

درباره كتايون رياحي ؛ در يك جمله خبري ساده ؛ بايد گفت كه او اساسا با " نويسندگي" ، و در واقع با " نويسندگي براي كودكان" شروع به كار كرده است ؛ اما در اصل با بازي در مجموعه تلويزيوني زير سايه همسايه بود كه پايش به تلويزيون ؛ و سپس با فيلم خبرچين به سينما باز شد. البته اين فيلم ، به مشكلاتي برخورد و اكران نشد ؛ و آغاز رسمي براي حضور و بازيش در سينما ، با فيلم «پاييزان» اتفاق افتاد ، رخدادي كه به حضور موفق و سه دهه اي او در عرصه سينما و تلويزيون ايران انجاميد .

 حضور رفت و برگشتي رياحي در دو حوزه سينما و تلويزيون ، دو نقطه عطف براي كارهاي او بوجود آورده ؛ عده اي معتقدند نوزايي اصلي رياحي در تلويزيون رقم خورده است ، وقتي كه او با بازي در مجموعه « پدرسالار » خيلي زود توانست خود را مطرح كند ؛ پس از آن نيز ، با مجموعه هاي « روزهاي زندگي » و بويژه سريال « پس از باران » و البته « شب دهم » چهره محبوبي از او نزد مردم ساخته شد.

بعضي از منتقدان هم فصل دوم سينمايي او را ، نقطه عطف مي دانند ؛ كه پس از پنج سال دوري از سينما با حضور در « شام آخر » مهمترين و زيباترين بازي دوران زندگي خود را به معرض نمايش گذاشت و براي همين فيلم ، نامزد دريافت انواع جايزه هاي بهترين بازي نقش اول زن از جشنواره هاي فيلم بوده است .

منتقدان به « اين زن حرف نمي زند » هم نگاهي متفاوت دارند ؛ زيرا ديگر فيلمي بود كه توانايي هاي كتايون رياحي را به رخ همگان كشيد. رياحي براي بازي در اين فيلم نيز نامزد دريافت جايزه از هفتمين جشن خانه سينما شده است.
اوج هنرمندی کتایون ریاحی در "یوسف پیامبر بود"که بازی در این مجموعه هم به لحاظ معنوی بودن آن و هم به لحاظ تجربه کاری ، وی را به کمال بازیگری و محبوبیت رسانید.